
داشت همین طور که مداد رنگیا رو پسرم از رو زمین جمع می کرد گفتم مامانم آفرین
دیدم دوبار پخش و پلا می کنه مدادا رو
باباش در رو باز کرد پسرم پرید بغل باباش
باباش یواش در گوش گفت رازه راز
منظور![]()
ما را در سایت سال جدید دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 53