مامان روزگار یعنی چی دختر اولم بود خب نیکی بدی خوبی خوشی مرسی ممنون نقاشی اش را نشونم داد آبشار و سبزه به به چه نقاشی قشنگی
برچسب:
نویسنده: آریا باقری
مامان من ماژیک می خوام همین جور که هاج و واج نگاش می کردم گفتم ماژیک
می خوای چی کار گفت حالاداشتن همچین
بچه هایی خیلی عالیه
فقط قدرشونو بدونید
برچسب:
نویسنده: آریا باقری
دست بچه رو گرفتم که حسابی مراقبش باشم
دیدم بابا بغلش گرفت
گفتم خوبه همه درست عین تو مراقبش باشن
نی نی به گریه رفت
منم گفتم حالا که تو گریه می کنی من واست بستنی می خرم
برچسب:
نویسنده: آریا باقری
داشتم وسایل اتاق کودک را می چیدم و مرتب می کردم
دیدم همسر گفت این جوری که نمی شود که
با گل بود
شیرینی هم همراهش
گفتم خوش خبر باشی
شیرینی و چای تعارف مادر شوهر عزیزم کردم
رفتم آشپزخانه نهار را آماده کنم
گفت راستی
گفتم می شنوم
گفت یادم باشه به شما یه حرفی را بزنم
برچسب:
نویسنده: آریا باقری
داشتم کتاب درسیم رو می خوندم
با خنده عجیبی گفت داری چی کار می کنی که از شما بعیده
گفتم ینی تو نمی فهمی گفت تو نمی فهمی نه و تو نمی دونی
گفت غذا نسوزه
برچسب:
نویسنده: آریا باقری

داشتم تو فروشگاه دنبال کتاب قصه برای بچه می گشتم
براش چهار تا برداشتم
پولش رو پرداخت کردم
شب براش خوندم
سه تای دیگه هم خودش خوند
این طوری قصه خوندن رو یاد گرفت![]()
برچسب:
نویسنده: آریا باقری
برچسب:
نویسنده: آریا باقری
برچسب:
نویسنده: آریا باقری
برچسب:
نویسنده: آریا باقری
برچسب:
نویسنده: آریا باقری
همین طور که مشغول مرتب کردن خونه بودم دیدم کلید خورد علی بود
رادین به تاتی تاتی و منم درگیر دو تا بچه به شکم
غذا قرمه سبزی داشتیم خوردیم و بعد میوه ها را شستم
مراقب خودتون تو این روزهای سرد و بارونی پاییزی باشید
برچسب:
نویسنده: آریا باقری

دخترام دورم اومدن گفتن مامی یه تعریفی از خونواده بکن
داشتم نهار می پختم خب یعنی کمک حال هم بودن
نهار رو خوردن مشقاشون رو با کمک من نوشتن
براشون میوه و ساندویچ گذاشتم
روز بعد اومدن خونه به چه خوشحالی![]()
برچسب:
نویسنده: آریا باقری
اگه قول بدین ما وارد یک زندگی مشترکی شدیم
مامان تو که خیلی وقته وارد زندگی مشترک شدی پس من چی
از تو آشپزخونه رفتم اتاق خواب حلقه رو در اوردم به دختر کوچیکم دادم
در باز شد هم همسرم بود هم دوستش پرید بغل دوستش
گفت اگه قول بدی رفتم با بابا
من هم گفتم مامان تو با بابا نرفتی دختر جان
برچسب:
نویسنده: آریا باقری
برای پسر پلی استیشن گرفته بود گذاشت بازی کنه
برای دوتای دیگه هیچ کاری نکرد
منم از لج جا املت قرمه سبزی برای همه درست کردم
برچسب:
نویسنده: آریا باقری